حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

169

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

( براى هميشه ) با اضدادش مغاير است و [ اضداد ] از درك معنايش عاجز است . پس چگونه با اضدادش باقى مىماند درحالىكه بقايى براى اضدادش نباشد ؟ سوره نور 106 . الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ . . . « 1 » حسين گويد : ناپاك با چشم پاك بيننده ناپاكىهاست . 107 . وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها . . . « 2 » حسين گويد : زينت دنيا و آنچه در آن است كه عبارتند از فراموشى و غفلت و تأويل و شهوت و نفس و دشمنى و امثال آن ! اين زينت‌هاى دنياست . پس آن را آشكار نكنيد و چيزى را از اين احوال پوشيده نداريد مگر آن مقدار كه از روى غفلت پيداست . 108 . . . . كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ . . . « 3 » حسين گويد : دربارهء اين آيه « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » دلهايتان را نورانى مىكند تا بشناسيد و بيابيد و گفتارش را با اين آيه به پايان مىبرد . « يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ » ابتدايش « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » بود يعنى من آغازكنندهء نعمت‌ها و تمام‌كنندهء آن هستم و در آخر ختم‌كنندهء آن . پس اوّل فضل است و آخر مشيّت . و اين از محبت او به اوليايش و هدايت از براى برگزيدگانش باشد . 109 . و نيز گفت كه : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » و او نورى بر نورى است . خدا هركه را بخواهد با نور قدرتش هدايت مىكند و با قدرتش به غيب و با غيبتش به قدم‌اش با قدمش‌اش به ازلش و ابدش . با ازل و ابدش به وحدانيتش « لا إله الّا هو » شأن و قدرت و

--> ( 1 ) . نور ، آيه 26 ؛ زنان ناپاك براى مردان ناپاك . . . ( 2 ) . همان ، آيه 31 ؛ و زينتهاى خود را جز آن مقدار كه پيداست آشكار نكنند . ( 3 ) . همان ، آيه 35 ؛ . . . آن چراغ درون آبگينه‌اى آن آبگينه چون ستاره‌اى درخشنده ، از روغن پربركت زيتون كه نه خاورى است و نه باخترى افروخته باشد .